جدای از مشاوره کسب و کار ، بسیاری از مشاوره های من در حوزه توانمندسازی فردی بود یعنی به عبارتی پنچرگیری شغلی و فردی .
اصولاً ما آدم ها وقتی در وجه فردی پنجر می شویم در وجوه دیگر هم ریپ می زنیم ، چه در وجه اجتماعی و چه در وجه شغل .
دو مورد بسیار بسیار شبیه به هم در فیس بوک با من شروع کردند به چت کردن . هر دو دخترانی جوان بودند که به صورت رایگان برای مخاطب خاص کار می کردند .
یعنی بعد از این که کلی تحت تأثیر جملات عاطفی و فدایت شوم ، قلبشان را به آن آدم های زبان باز باخته بودند ، برای آن که مرتب از این حرفهای هیپنوتیزم کننده بشنوند و به عبارتی همیشه دم دست باشند به استخدام رایگان آن آقایان خوش تیپ و خوش زبان درآمده بودند . لذا هر دو مورد زمانی متوجه شده بودند چهارچرخ روحشان پنچر شده که می دیدند جیب هایشان به شدت نیاز به پنچرگیری دارد چرا که در طی این یکی دو ماه کار و به عبارتی بیکاری نه تنها حقوقی نگرفته اند بلکه پس انداز هایشان را هم خرج مدیر عامل عزیز نموده اند .
این بار وظیفه ام این بود که فرق بین کارمند و برده را به این مراجعین معرفی کنم . بعد از تفهیم این موضوع دیگر لازم به ادامه مشاوره نبود چون کسی که از خواب بیدار شود دیگر محال است به خواب برود .
- ۹۴/۱۱/۱۴