دختر خوش اخلاق و مؤدبی بود . همیشه در فیس بوک مرا استاد صدا می زد . آنقدر بیدریغ در چت به وی مشاوره دادم تا مشتاق شد بیاید و در سر یکی از کلاسهایم بنشیند . به عبارت دیگر مشتری بالقوه را تبدیل کردم به مشتری بالفعل یا همان پول نقد که خدا خودش از سر تقصیرات من بگذرد ولی خوب کاری اش نمی توان کرد ، اصلاً فضای مجازی را ساخته اند برای بازاریابی دیگر . مثلاً خود شما که الان داری این قصه های شیرین را می خوانی به نوعی داری پرزنت می شودی مگر نه این است ؟
بگذریم ، این دختر خوب دانشجوی فوق لیسانس بود و باید خودش را آماده می کرد تا برای آزمون دکترا آماده شود . ولی نمی دانست چطور منابع دانشی اش را مرتب کند و چطور شروع کند به خواندن . از او خواسته بودم برای این موضوع حتماً به کلاس نقشه ذهنی من بیاید و او هم آمد.
از حق نگذریم بعد از این که با روش مستند سازی و به حافظه سپاری نقشه ذهنی آشنا شد ، اینبار او بود که از من کلی مشاوره تخصصی و البته رایگان گرفت تا اینکه به کمک هم توانستیم روش مستندسازی منابع کنکور را با استفاده از نقشه ذهنی را تدوین کنیم .
البته برای اینکه سوء تفاهم نشود باید بگویم که به جز آن کلاس من به این بانوی جوان و خوش ذوق فقط تلفنی و از طریق چت مشاوره رایگان دادم .
بعدها از شهر خودش تماس گرفت و گفت استاد اگر نقشه ذهنی را از شما یاد نمی گرفتم نمی توانستم به این سرعت برای آزمون دکترا آماده شوم.
همیشه هر مراجع خودش مولد یک روش نو و البته قابل استفاده برای دیگران میشود به شرطی که برایش بیدریغ وقت بگذاری .
- ۹۴/۱۱/۱۴