خاطرات مشاور کسب و کار

با خواندن این خاطرات شما به مرور زمان با نکات ظریف کسب و کارها آشنا خواهید شد

خاطرات مشاور کسب و کار

با خواندن این خاطرات شما به مرور زمان با نکات ظریف کسب و کارها آشنا خواهید شد

  • ۰
  • ۰

آپارتمانم را که در حاشیه مشهد در یک منطقه روستایی خوش آب و هوا بود برای فروش آگهی کرده بودم و البته کلی هم پیامک به دوست و آشنا ارسال کرده بودم ، تا اینکه رئیس هیأت مدیره یکی از شرکت هایی که مشاورشان بودم زنگ زد و گفت صبح جمعه برویم آپارتمانتان را ببینم برای دامادم می خواهم بخرم . در مسیر رفتن باب صحبت باز شد و این دوست گرامی اجازه مشاوره خواست و از آنجایی که من ایشان را مشتری بالقوه می دیدم سیاست کاری را که فقط در محل دفتر خودم یا دفتر مشتری باید مشاوره بدهم را نادیده گرفتم و همانجا داخل خودرو گفتم بفرمائید .

ایشان گفت : برای اعضای صنف  راننده ماشین های سنگین  که عموماً تحصیلات چندانی ندارند باید دوره آموزشی بگذاریم ولی سخت می توانیم اینها را سرکلاس بنشانیم از آنجایی که به روحیات آن صنف محترم و زحمتکش آشنا بودم چون یکی از فامیل های نزدیک خودم در همان صنف مشغول بود ، گفتم این گروه از جامعه معمولاً مورد توجه قرار نگرفته اند و اگر شما بخواهید آنها را به خاطر آموزش دعوت کنید بیشتر مورد بی توجهی قرار خواهند گرفت و ممکن است خود را کم سواد تلقی کنند و موضع دفاعی بگیرند بهتر است ابتدا یک انجمن دوستانه در یک فضای دلنشین با یک سخنران خوش کلام برای این گروه ایجاد کنید و بعد از مدتی که این افراد به همدیگر و به شما انس گرفتند بحث های آموزش را به صورت ملایم آغاز کنید .

ایشان آنقدر از این موضوع خوشحال شد که متوجه شدم یکی از بزرگترین مشاوره ها را از من گرفته است . البته آن آپارتمان هم خوشبختانه فروش نرفت .
  • ۹۴/۱۱/۱۳
  • میم عین

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی