فوق لیسانس ادبیات داشت . شوهرش که روزگاری استادش هم بود او را با دو کودک خردسال تنها گذاشته و با یک سکته قلبی از دنیا رفته بود ، وضع مالی خوبی داشت فقط بلد نبود چگونه پول دربیاورد.
وضعیت بچه ها طوری نبود که رهایشان کند و جایی استخدام شود ، خودش هم هنری نداشت که با آن کار کند ذخیره پولی شان مرتباً خرج هزینه های جاری زندگی می شد .
بلاتکلیف بود و از طرفی مدتی بود که جوانی که بیست سال از او کوچکتر بود با او طرح دوستی ریخته بود و مرتب اصرار می کرد که این بانو برایش یک ماشین پراید بخرد تا با آن مسافر کشی کرده و به او اجاره بدهد .
خیلی ناراحت شدم هم برای خودش هم برای فرزندانش می دانستم بخاطر اختلاف سنی ، با همسر مرحومش هنوز عقده های جوانی اش را در دلش نگاه داشته . در پایان جلسه مشاوره فقط توانستم بگویم: با کسی که رابطه عاطفی داری رابطه مالی و کاری برقرار نکن و با کسی که کار اقتصادی می کنی وارد مسائل عاطفی نشو .
- ۹۴/۱۱/۱۲